کتاب‌ها در پی‌نوشت ادامه می‌یابند
    درباره‌مابا هم آشنا شویمارتباط با پی‌نوشت
    فرآیند ایجاد صفحه کتاب جدید در پی‌نوشتقوانین و مقررات استفاده از پی‌نوشتتعرفه‌ها
    ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
    این سایت در بستر پلتفرم پی‌نوشت ارائه و پشتیبانی شده است
    اینجا کتاب‌ها ادامه می‌یابند ...
    راه نجاتمقالاتراه نجات به عنوان نظریه توسعه ایران

    {راه نجات به عنوان نظریه توسعه ایران}

    راه نجات به عنوان نظریه توسعه ایران
    راه نجات به عنوان نظریه توسعه ایران
    بسیاری از متفکران ایرانی در ۱۲۰ سال گذشته نظریه‌هایی در خصوص توسعه ایران ارائه داده‌اند. این نظریه‌ها اغلب برآمده از مطالعات آنان در حوزه های تخصصی آنان بوده است. از سوی دیگر نیز پس از انقلاب صنعتی و افزایش شکاف میان «کشورهای توسعه‌یافته» و «کشورهای در حال توسعه»‌ اهمیت نظریه‌های توسعه بیشتر شد.
    در این یادداشت (و این سلسله یادداشت‌ها) نظریه‌های توسعه‌ای که توسط متفکران ایرانی ارائه شده است، در تطابق با نظریه‌های جهانی توسعه، بررسی می‌شود. این تطبیق‌دهی هم کمک می‌کند تا کارآمدی یا ناکارآمدی این نظریه‌ها را در مواجهه با تجربه‌های جهانی مقایسه و تحلیل کنیم و هم بتوانیم میزان تمرکز یا توجه ایرانیان به هر یک از این نظریه‌های توسعه را مشاهده کنیم.




    چارچوب‌بندی نظریه‌های توسعه

    نظریه‌های توسعه را بر حسب آن‌که چه شیوه‌ای را برای توسعه پیشنهاد می‌دهند، می‌توان به ۵ دسته تقسیم‌بندی کرد:

    ۱-توسعه اقتصادی-فناورانه: متداول‌ترین و شناخته‌شده‌ترین مسیر توسعه، مسیری اقتصادی است که از طریق رشد درآمد ناخالص داخلی و بهبود وضعیت اقتصادی جوامع پدید می‌آید. این مسیر غالباً در ذهن توسعه‌خواهان پررنگ‌تر از سایر مسیرهاست. این روش را گاه با واژه‌هایی مانند «رشد اقتصادی» نیز تعریف می‌کنند. به صورت کلی این گروه از نظریه‌ها به دو نکته اصلی توجه دارند: ۱.توسعه زیرساخت و ۲.بازارسازی. زیرساخت‌هایی مانند حمل‌ونقل عمومی مانند ساخت راه‌آهن در قرن ۱۹ یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این مسیر توسعه بوده است. نظریه‌های نئولیبرال که تلاش دارند تا نسخه‌هایی برای شکل‌دهی به یک بازار آزاد رقابتی را تجویز می‌کنند را نیز می‌توان در این دسته قرار داد.

    ۲-توسعه اجتماعی: این روش متکی بر تغییرات اجتماعی است. به این ترتیب توسعه را حاصل تغییر یا تکامل ادراک همومی یا توانمندسازی اجتماعی می‌داند. به این ترتیب، این دیدگاه‌ها تلاش دارند تا ظرفیت‌های لازم برای افزایش قدرت جامعه فراهم شود. تمرکز بر نهادهایی مانند رسانه‌های آزاد، سازمان‌های مردم‌نهاد و سندیکاهای صنفی را می‌توان نمونه‌هایی از این مسیر توسعه دانست. برخی این نوع از روش‌های توسعه را با نام‌هایی مانند «توسعه جامعة مدنی» (development of civil society) نیز می‌نامند.

    ۳-توسعه سیاسی: بهبود نظام سیاسی مسیر دیگرِ توسعه است. این مسیر بر دو گونه نهاد استوار است: ۱. حاکمیت قانون (rule of law) و ۲. دموکراسی‌سازی. در این روش، از طریق ارتقای حاکمیت قانون، به برابری شهروندان در برابر قانون و حفظ حقوق شهروندی توجه می‌شود. همچنین با نهادهای دموکراتیک، مثلاً مجلس‌ها یا نهادهای انتخاباتی مناسب، حضور شایسته‌ترین بازیگران سیاسی و سیاست‌گذاران در حکومت تضمین می‌شود. توسعه نظام حزبی یا ارتقاء حقوق شهروندان مهم‌ترین توصیه‌های این نوع از نگاه است. این دسته را با نام‌هایی مانند « نهادسازی سیاسی» نیز می‌نامند.

    ۴-حکومت‌سازی: این مسیر بر شکل‌گیری یک دولت توانمند بنیاد گذاشته می‌شود. تقویت ظرفیت نظام اداری به افزایش منابع دولت، مثلاً بهبود نظام مالیاتی، می‌انجامد. از سوی دیگر، این منابعِ جمع‌آوری‌شدة متکی بر یک نظام تصمیم‌گیری‌های درست می‌تواند منجر به تخصیص بهینة منابع شود. حکومت‌سازی را حکومت‌هایی انتخاب می‌کنند که ارادة اصلاح از بالا و پیش‌دستانه به منظور ارتقای نظام‌های حکمرانی را دارند.

    ۵-توسعه بین‌الملل: در این نگاه توسعه در سایه جایابی درست در نظام بین‌المللی تعریف می‌شود. بر اساس این دیدگاه توسعه حاصل شناسایی و پیوستن به بازیگران اصلی توسعه است. در این دیدگاه مساله اصلی آن است که یک کشور چگونه مناسبات و ارتباطات خود را با قدرت‌های جهانی تعیین می‌کند و آن را توسعه می‌دهد. نظریه‌ پیوستگی یا نظریه وابستگی نمونه‌های شناخته‌شده‌ای از این دیدگاه هستند.

    بر اساس این دسته‌بندی، انتخاب هریک از این ۵ شیوه مختلف، به معنای انتخاب یکی و کنار گذاشتن دیگر روش‌ها نیست؛ بلکه ممکن است یک یا چند روش به نسبت‌های مختلفی در مسیر توسعه به کار روند. با این حال، در هر جامعه‌ای ممکن است یکی از این شیوه‌ها بر ۴ شیوة دیگر اولویت داده شود. برای مثال، در فرایند توسعة چین، به صورت مشخص «توسعه اقتصادی» بر «حکومت‌سازی» یا «توسعه بین‌المللة اولویت داشته است، هرچند «توسعه اجتماعی» و «توسعه سیاسی» بسیار کمتر از سایر روش‌ها مورد توجه بوده است.

    در این یادداشت دیدگاه «راه نجات» در میان این دسته‌بندی شناسایی شده و در نهایت توصیه‌های آن به عنوان یک «نظریه توسعه» مورد بررسی قرار گرفته است.

    معرفی «راه نجات»

    «تمام راز مملکت‌داری همین یک فقره است که باید در مملکت تولید ثروت نمود»

    این جمله را صنیع‌الدوله (مرتضی قلی‌خان هدایت) در آبان۱۲۸۶، نخستین رییس مجلس شورای ملی ایران، یک سال پس از نهضت مشروطه، در کتابی به نام «راه نجات» نوشته است. «راه نجات» از نخستین کتاب‌هایی است که در رابطه با «مساله توسعه در ایران» منتشر شده است؛ و خاندان هدایت را هم می‌توان اولین نسل از تکنوکرات‌های ایرانی دانست؛ که به «مساله توسعه ایران» پرداخته‌اند.
    آثار به جا مانده از روشنفکران و تکنوکرات‌های ایرانی در دوران مشروطه و پس از آن، اغلب شکایت‌نامه‌هایی از وضعیت نابه‌سامان ایران است، که به کلی‌گویی‌هایی در مقایسه وضعیت ایران با سایر کشورها پرداخته‌اند و کمتر کتابی می‌توان یافت که به ارائه «راه توسعه» پرداخته باشد؛ برخلاف کتاب «راه نجات».
    در حقیقت پرسش کلان‌تری که صنیع‌الدوله به نوعی به آن پاسخ می‌دهد این است: مهم‌ترین کاری که یک تکنوکرات یا فن‌گرا در خصوص توسعه ایران می‌تواند انجام دهد چیست؟
    این پرسش تا اکنون پرسشی زنده است، که در طول ۱۰۰سال پیش افراد مختلف تلاش کرده‌اند تا با انتخاب‌های خود، به آن پاسخ دهند. پاسخ‌هایی که البته کم‌وبیش شبیه هم بوده‌اند.

    دیدگاه راه نجات برای توسعه ایران

    صنیع‌الدوله در کتاب خود، از وظایف ذاتی دولت‌ها آغاز می‌کند. سپس حفظ «امنیت» را نقطه اتصال همه‌ی آن وظایف می‌داند. او می‌گوید: «تکلیف دستگاه دولت ... در هر مملکتی که باشد محافظت جان و مال اهالی آن مملکت است؛ به عبارت اخری: حفظ امنیت». او «حفظ امنیت» را پیش‌نیاز «تولید ثروت» معرفی می‌کند.
    اما در نهایت و بنا به شرایط آن دوره‌ی زمانی، حفظ امنیت را بر پایه‌ی این دو ابرپروژه ملی امکان‌پذیر می‌داند:
    ۱-آموزش عمومی
    ۲-زیرساخت حمل‌ونقل

    او «آموزش عمومی» را پرهزینه و بلندمدت می‌داند و از این حیث و برای کوتاه‌مدت تمرکز خود را توسعه شبکه حمل و نقل در کشور و به طور خاص راه‌آهن سراسری می‌داند.

    معرفی نظریه نوسازی

    نظریه نوسازی (Modernization) یکی از نخستین نظریه‌های توسعه در جهان بوده است. بر اساس این دیدگاه همراه با پیشرفت فنی و رشد اقتصادی، یک کشور می‌تواند از مواهب توسعه برخوردار شود. این نظریه را می‌توان از نظریه‌های شناخته‌شده مربوط به «توسعه اقتصادی-فناورانه» دانست. این نظریه توسط نظریه‌پردازانی متعددی مدل‌سازی و تشریح شده است.

    Picture 1.pngیکی از بهترین مدل‌هایی که نگاه نوسازی را تشریح کرده است، مدل رشد روشتو (Rostow) است. بر اساس این مدل توسعه را می‌توان حاصل گذار از ۵ وضعیت اصلی دانست، که یک جامعه از وضعیت سنتی به سمت یک وضعیت بالغ حرکت می‌کند:

    ۱-جوامع سنتی
    جامعه سنتی یک جامعه مبتنی بر جامعه فئودالی دانسته می‌شود. در این جامعه اقتصاد کشاورزی حکم‌فرماست و مناسبات و ساختار اجتماعی نیز مبتنی بر همان مفهوم فئودال و سرو، به صورت سلسله‌مراتبی است.
    در این وضعیت زمین به عنوان اصلی‌ترین منبع تولید، دارای اهمیت بالایی است. در این وضعیت فناوری فاقد اهمیت است، چرا که بهره‌وری هنوز به عنوان معیاری برای فعالیت‌های اقتصادی، حاکم نیست.
    از منظر اجتماعی نیز نگاه‌های جبرگرایانه غلبه دارد. از سوی دیگر قدرت روحانیون مذهبی نیز قابل توجه است.

    ۲-گذار به خیزش (آمادگی برای توسعه)
    این مرحله را می‌توان حاصل دو تغییر اصلی دانست:
    ۱-با شکل‌گیری علم مدرن و نهادهای آن مانند مدارس جدید، اهمیت علم و فناوری افزایش می‌یابد.
    ۲-از سوی دیگر با انقلاب صنعتی و افزایش امکان دسترسی به جغرافیایی گسترده‌تر و همچنین افزایش مقیاس تولید، هم شیوه تولید و هم دسترسی تغییر می‌یابد. در این مرحله گذار از خوداتکایی به سمت ارتباطات فرامحلی به اتکاء سیستم‌های حمل‌ونقل ایجاد می‌شود.

    این دو تغییر منجر به شکل‌گیری تغییرات اجتماعی می‌شود. بر این اساس، طبقه اجتماعی جدیدی با نام طبقه متوسط شکل می‌گیرد، که از یک سو دارای استقلال رفتاری هستند و از سوی دیگر، درآمد آنان دیگر متکی به داشتن منابعی مانند زمین یا نیروی کار (سرو) نیست. بلکه آنان به اتکاء دانش یا توانمندی تجارت می‌توانند به کسب درآمد بپردازند.
    در این مرحله تمایل به سرمایه‌گذاری و مصرف به مرور شروع به افزایش می‌یابد، که این امر ناشی از شکل‌گیری طبقه متوسط است.

    ۳-خیزش (توسعه)
    این مرحله است به اتکاء تغییرات مرحله پیش توسعه آغاز می‌شود. در حقیقت در مرحله پیش و با شکل‌گیری سیستم‌های حمل‌ونقل مدرن، دسترس‌پذیری به بازارهای جدید فراهم می‌شود و از این طریق امکان افزایش مقیاس تولید فراهم می‌شود. و هم از طریق توسعه نهادهای مدرن آموزشی، امکان شکل‌گیری مفاهیم مدرن فراهم می‌شود. به این ترتیب سهم سرمایه‌گذاری از درآمد ملی رشد می‌کند و به سطحی بیش از ۱۰٪ می‌رسد. و تولید سرانه از رشد جمعیت پیشی می‌گیرد.
    تغییر نهادهای سیاسی و اجتماعی بخش اجتناب‌ناپذیر مسیر می‌شود.

    ۴-پیش به سمت بلوغ (تثبیت توسعه)
    در مرحله چهارم، اشاعه فناوری و تولید فناوری اهمیت می‌یابد. در سطح اقتصادی-اجتماعی نیز مصرف انبوه تبدیل به ویژگی اصلی جوامع می‌شود. توسعه سرمایه انسانی نیز در این مرحله و به‌واسطه کار با فناوری اهمیت بالایی می‌یابد.
    به واسطه رشد طبقه متوسط و افزایش دسترسی به بازارهای فرامحلی اهمیت تولید بامقیاس بالا افزایش می‌یابد. به این ترتیب سرمایه‌گذاری رشد می‌یابد و بین ۱۰ تا ۲۰٪ درآمد ملی را شامل می‌شود.

    ۵-بلوغ (توسعه زاینده)
    انباشت سرمایه و فناوری منجر به شکل‌گیری قدرت‌هایی در سطح ملی می‌شود. به این ترتیب این انباشت قدرت، یک سه‌گانه را پیش روی کشورها قرار می‌دهد، که می‌توان نمونه‌های آن را به این صورت یافت. در حقیقت فواید و خروجی‌های توسعه می‌تواند منجر به شکل‌گیری یکی از سه راه برای کشورها می‌شود:
    • مصرف بالا (آمریکا)
    • دولت رفاه (اروپای غربی و اسکاندیناوی)
    • قدرت و نفوذ جهانی (شوروی)

    «راه نجات» و «نظریه نوسازی»

    دیدگاه صنیع‌الدوله (مرتضی قلی‌خان هدایت) برای توسعه ایران که در کتاب «راه نجات» تشریح شده است، به صورت آشکار و صریحی در میان «نظریه‌های نوسازی» قرار دارد.
    او بر دو ابرپروژه ۱-نهاد مدرن آموزش (مدارس جدید) و ۲-راه آهن سراسری (سیستم حمل‌ونقل) تاکید دارد. هر دو ابرپروژه دقیقا با دو ابرپروژه‌ای است که در نظریه نوسازی در گام سوم بر آن تاکید می‌شود.
    در حقیقت مرتضی‌قلی‌خان هدایت، به غیر از آن‌که خود و خانواده‌اش را می‌توان از نخستین تکنوکرات‌های ایرانی دانست، نظریه نوسازی که متعلق به دیدگاه‌های «توسعه اقتصادی-فناورانه» است، بیش از سایر نظریه‌ها مورد توجه تکنوکرات‌ها است.
    در حقیقت کتاب «راه نجات» اگرچه بیانیه‌ای توسعه‌خواهانه از طرف صنیع‌الدوله است، اما اهمیت این کتاب کوچک، آشکارسازی پیش‌فرض‌های کلیدی تکنوکرات‌های ایران برای مدتی طولانی و حدود ۱۰۰ سال پس از کتاب است. پیش‌فرض‌هایی که در «راه نجات» گاه در قالب سکوت‌هایی از آن گذر شده است:

    ۱-تکنوکرات ایرانی همواره تلاش دارد تا مساله توسعه را بدون پرداختن به مسائل کلان سیاسی-اجتماعی-اقتصادی پاسخ دهد. در حقیقت او به دنبال راهی است که از یک سو در تقابل با حاکمیت قرار نگیرد و از سوی دیگر بخشی از فرآیند توسعه ایران باشد.

    ۲-تکنوکرات ایرانی توسعه را حاصل ترکیب چند ابرپروژه کلیدی می‌داند. به زعم او زمانی که ابرپروژه‌های ملی در زیرساخت حمل‌ونقل مناسب، شبکه دسترسی به برق، آب، ارتباطات و ... و حتی ابرپروژه‌های فرهنگی مانند ساخت موزه‌ها، سینما و تاتر یا حتی طرح‌های سوادآموزی یا بهداشت عمومی انجام شود، ما با توسعه روبه‌رو می‌شویم. او هر یک از این ابرپروژه‌ها را تکه‌ای از یک طرح بزرگ توسعه می‌داند.

    ۳-تکنوکرات ایرانی امیدش به فناوری و تعامل جهانی است، با نگاهی امیدوارانه این دو را هم‌دست خود در توسعه ایران فرض می‌کند.

    ویژگی دیگر این نگاه تقدم مساله امنیت بر توسعه است. در حقیقت پیش از حرکت به سمت توسعه، حفظ امنیت ملی به عنوان یک پیش‌شرط فرض شده است. این توجه ویژه به مساله امنیت را می‌توان حاصل موقعیت جغرافیایی و ژئوپلتیک ایران دانست. پیش‌فرضی که کم‌وبیش در میان نظریه‌های سایر متفکران ایرانی نیز نفوذ و گسترش دارد.

    چهل‌تکه‌دوزی توسعه

    این ویژگی‌ها تشکیل‌دهنده یک نگاه ویژه به «مساله توسعه ایران» است، که می‌توان «چهل‌تکه‌دوزی توسعه» نام‌گذاری‌اش کرد. «چهل‌تکه‌دوزی»‌ طرحی است که بر روی لباس یا لحاف (خصوصا لحاف کرسی) از کنار هم قرار گرفتن طرح‌های مستقل و متنوع شکل می‌گیرد. تصویر نهایی یک ایران توسعه‌یافته است، که از دید این تکنوکرات از کنار هم قرار گرفتن این ابرپروژه‌ها (هر کدام یک طرح) شکل می‌گیرد.
    «چهل‌تکه‌دوزی توسعه» پارادایم قالب تکنوکرات‌های ایرانی بوده است، اغلب هم این تکه‌ها ویژگی‌های مشترکی داشته‌اند:

    ۱-غلبه نگاه ساخت‌وسازی و مهندسی‌زده در این ابرپروژه‌ها (مانند پروژه‌های عمرانی عظیم سدسازی و پتروشیمی‌سازی و فولادسازی و ...)

    ۲-بدیهی فرض شدن مفهوم توسعه و راه‌حل‌های آن که مانع گفت‌وگو در در خصوص نگاه «چهل‌تکه‌دوزی توسعه» بوده است.

    ۳=نگاه خطی که در آن توسعه حاصل گذار و پیمودن یک سری گام‌های مشخص و کم‌وبیش مشترک جهانی است.

    ۴-در این نگاه تمرکز تنها بر توسعه فناورانه و اقتصادی است و توسعه در سایر زمینه‌های اجتماعی و سیاسی نادیده گرفته می‌شود.

    نگاه «چهل‌تکه‌دوزی» یکی از نگاه‌های توسعه‌گرایان در مسیر توسعه ایران بوده است که همچنان نیز در میان نیروهای تکنوکرات طرفدار دارد.