کتاب‌ها در پی‌نوشت ادامه می‌یابند
    درباره‌مابا هم آشنا شویمارتباط با پی‌نوشت
    فرآیند ایجاد صفحه کتاب جدید در پی‌نوشتقوانین و مقررات استفاده از پی‌نوشتتعرفه‌ها
    ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
    این سایت در بستر پلتفرم پی‌نوشت ارائه و پشتیبانی شده است
    اینجا کتاب‌ها ادامه می‌یابند ...

    {مقالات و رویدادها}

    راه نجات به عنوان نظریه توسعه ایران
    راه نجات به عنوان نظریه توسعه ایران
    بسیاری از متفکران ایرانی در ۱۲۰ سال گذشته نظریه‌هایی در خصوص توسعه ایران ارائه داده‌اند. این نظریه‌ها اغلب برآمده از مطالعات آنان در حوزه های تخصصی آنان بوده است. از سوی دیگر نیز پس از انقلاب صنعتی و افزایش شکاف میان «کشورهای توسعه‌یافته» و «کشورهای در حال توسعه»‌ اهمیت نظریه‌های توسعه بیشتر شد.
    در این یادداشت (و این سلسله یادداشت‌ها) نظریه‌های توسعه‌ای که توسط متفکران ایرانی ارائه شده است، در تطابق با نظریه‌های جهانی توسعه، بررسی می‌شود. این تطبیق‌دهی هم کمک می‌کند تا کارآمدی یا ناکارآمدی این نظریه‌ها را در مواجهه با تجربه‌های جهانی مقایسه و تحلیل کنیم و هم بتوانیم میزان تمرکز یا توجه ایرانیان به هر یک از این نظریه‌های توسعه را مشاهده کنیم.


    صنعتگر سیاستمدار
    صنعتگر سیاستمدار
    این نوشته توسط عادل فاریابی نوشته شده است و در سایت پژوهشکده تاریخ معاصر منتشر شده است.
    همواره انگاره‌ای نادرست درباره نحوه ورود به پارادایم قدرت سیاسی در ذهن عوام مردم وجود دارد. براساس این انگاره، افرادی که فرصت حضور در پارادایم قدرت را به‌دست می‌آورند، تحصیلات سیاسی ـ اجتماعی را در پیشینه تحصیلی خود دارند، اما در امر واقع چنین انگاره‌ای صحت ندارد. علمای سیاسی لزوما سیاستمدار نمی‌شوند و سیاستمداران لزوما به طور رسمی علم سیاست فرا نمی‌گیرند. اصولا دانش یکی از منابع فرعی کسب قدرت سیاسی در همه جوامع است؛ در مقابل ثروت ارضی، تجاری و صنعتی، تعلق به شئون اجتماعی مثل روحانیت، اشرافیت و ارتش و داشتن تکیه‌گاه‌های سازمانی مانند گروه‌های ذی‌نفوذ و احزاب سیاسی، مبانی اصلی کسب قدرت سیاسی به‌شمار می‌آیند.۱ از جمله افرادی که بدون داشتن تحصیلات سیاسی، و به صرف تکیه بر قدرت سیاسی خاندان هدایت توانست در پارادایم قدرت حکومت قاجار وارد شود، مرتضی قلی‌خان هدایت بود. او در شعبان ۱۲۷۳ق در محله چال میدان تهران متولد شد. عضویت در یکی از خاندان‌های حکومتگر ایران، یعنی خاندان هدایت باعث شد مقدمات حضور وی در بوروکراسی قاجاریه فراهم شود. وی با تکیه بر قدرت پدر (علی قلی‌خان مخبرالدوله) و عمویش (جعفر قلی‌خان نیرالملک) و همچنین داماد مظفرالدین‌شاه بودن توانست به یکی از قدرتمندترین رجال عصر قاجار بدل شود.


    «تمام راز مملکت‌داری همین یک فقره است که باید در مملکت تولید ثروت نمود»
    «تمام راز مملکت‌داری همین یک فقره است که باید در مملکت تولید ثروت نمود»
    این نوشته از امیر ناظمی است که در کانال تلگرام‌ منتشر کرده‌اند.
    راه نجات
    «تمام راز مملکت‌داری همین یک فقره است که باید در مملکت تولید ثروت نمود»
    این جمله را صنیع‌الدوله (مرتضی قلی‌خان هدایت) در آبان۱۲۸۶، نخستین رییس مجلس شورای ملی ایران، یک سال پس از نهضت مشروطه، در کتابی به نام «راه نجات» نوشته است. «راه نجات» از نخستین کتاب‌هایی است که در رابطه با «مساله توسعه در ایران» منتشر شده است؛ و خاندان هدایت را هم می‌توان اولین نسل از تکنوکرات‌های ایرانی دانست؛ که به «مساله توسعه ایران» پرداخته‌اند.

    +.
    «کالسکه‌ای غرق خون»
    «کالسکه‌ای غرق خون»
    این گزارش را مهدی تدینی نوشته است و در اردیبهشت ماه ۱۳۹۹ در سایت دیپلماسی ایران منتشر شده است.
    دیپلماسی ایرانی: پانزدهم بهمن ۱۲۸۹، تهران، مخبرالدوله ــ ساعتی مانده به غروب آقای وزیر پس از یک روز کاری سوار بر کالسکه به خانه آمد. تا کالسکه ایستاد صدای شلیک بلند شد. مردی از شیشه کالسکه وزیر را به گلوله بست. ضارب فرار کرد و وزیر غرق خون کف کالسکه افتاد. تنها کلامی که از او شنیدند این بود که «سوختم...». او را نیمه‌جان به خانه بردند و ساعتی بعد درگذشت. او مرتضی‌قلی‌خان بود، معروف به صنیع‌الدوله؛ دولتمردی که همه فکر و ذکرش احداث معدن و خط‌آهن و کارخانه بود. این ایده که هزینه ساخت راه‌آهن باید از منابع داخلی و با مالیات بر کالاهای اساسی مثل قند و چای تأمین شود، ایده او بود که سال‌ها بعد رضاشاه پیاده کرد. چرا صنیع‌الدوله را کشتند و قاتل که بود؟